تبليغاتX
آگراندیسور

آگراندیسور

عکاس شکارچی لحظه هاست

عکس رادوربین می گیرد

 

اون چیزی که باهاش عکس می گیرن دوربینه ؟

قبل ازاین که عکاس بشم همیشه دنبال پاسخ این دوسئوال بودم .

حتی چند دفعه دوربینم روعوض کردم .

ولی بازراضی نبودم.

عکسام راضیم نمی کرد.همه اش فکر می کردم میشه بهتر از اینم بشه.

یه روزدوربینم رودادم دست کس دیگه ای وبهش گفتم ازخودم عکسای مختلف بگیره.اوئم گرفت.

ولی وقتی عکسای چاپ شده رو نگاه کردم تازه به جواب سئوالای خودم رسیدم.

کسی که ازمن عکس گرفته بود دیدگاه نداشت.یعنی چشماش مثه چشمای همه ی ادمای دیگه خیلی معمولی دیده بود نه این که حالامن یه سوژه ی

خیلی تاپ ومنحصربه فردی بودم که حرومم کرده باشه ولی مطئنم که این قدرم معمولی وبی روح نبودم که عکسم نشون می داد.

عکس من یه دیدگاه کم داشت.دیدگاهی که باید با اون عکس گرفته می شد نه با دوربین من...                    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

توصیه های به خودمان…

 

به خودمان به خودخودمان توصیه می کنیم که:

کتاب بخوانیم حتی اگرکتاب اشبزی باشد.

به تماشای تلویزیون بنشینیم حتی اگرچارخونه پخش کند.

موسیقی گوش کنیم حتی اگر لایت نباشد.

اثارنقاشی رادقیق بنگریم حتی اگرنقاشی های فرزند کوچک مان باشد.

ازدیگران بیاموزیم حتی اگر پرهزینه باشد.

انچه می دانیم به دیگران اموزش دهیم حتی اگررایگان باشد .

درست نورپردازی کنیم حتی اگر پول کم بدهند .

بادقت فیلم برداری کنیم حتی اگر قدرمان راندانند.

باعشق تصویربرداری کنیم حتی اگر گزارشی ساده باشد.

به حرفه ی خودافتخار کنیم حتی اگرموجب تمسخر دیگران باشد.

" وامیدوارباشیم حتی اگرهمه ناامید باشند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

نکته...

شماروی چشم ماجادارید.

شمااستادنورپردازی هستید.

پیشکسوت تصویربرداری هستید.

متخصص فیلم برداری هستید.

عمری راصرف سازمان کرده اید.

خدمات ارزنده بسیاری کرده اید.

گنجینه ای ازتجارب حرفه ای مفیدهستید.

می توانیدراهنمای تازه کارها باشید.

می توانیددانش وتجربه خودرا به جوان ترهای حرفه انتقال دهید.

می توانیدشاخص ترین تولیدات را ارائه دهید.

می توانیدسرمشق نسل جدیدهمکاران باشید.

می توانیدبه انها عشق وحرفه جدیت درکاروصبوری بیاموزید.

اماخوشبختانه ازاین لحظه به افتخاربازنشستگی نائل می شویدوطبق قانون ازاین لحظه دیگر نبایدکارکنید به منزل بروید واستراحت کنید!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

و باز هم تاکسی ...

تاکسی را به عنوان نمونه کوچک از جامعه ايران بررسی کنيد:

  •   تاکسی جلو پای هر کسی بايستد همان جا اول صف و نوبت اوست است.
  • انواع و اقسام بحثهای سياسی و اجتماعی در حد حرف در تاکسی آزاد است.
  • راننده تاکسی مجاز به کشيدن سيگار، ويراژ رفتن، خلاف رفتن، گوش دادن به راديو آن هم همراه با مقاديری فراوان خش خش، هست و شما با دادن چندرغاز پول حق اعتراض نداريد.
  • کرايه دل به خواهی است و کرايه مسير مشخصی  ممکن است از ۵۰ تا ۱۵۰ تومن اختلاف قيمت ببينيد.
  • اگر شما يک نفر، مسيری را گفته و سوار شويد، راننده با ديدن ۴ نفر با هم برای رفتن به مسير ديگری، به راحتی شما را پياده می‌کند تا آن ۴ نفر را سوار کند.
  • بعد از اجبار به يک نفر نشستن در صندلی جلو، رقابت زيادی برای نشستن در اين قسمت بالا رفته است.
  • در صندلی عقب ماشين ۳ نفر می‌نشينند، ولی در عمل ۱ نفر آن ور و ۲ نفر اين ور می‌نشينند، يا فوقش سر و شانه وسطی یه سمت صندلی پشت راننده و پايين تنه‌اش در سمت شاگرد است.(حالا چرا مسافر وسط نشين، به راحتی يک پا اين طرف و يک پا آن طرف نمی‌گذارد، سوالی است که هميشه برای من پيش می‌آيد، زن و مرد هم ندارد)
  • پيرو قوانين حقوق ۲ به ۱ آقايون به خانمها، در تاکسی هم آقايون ۲ برابر جا را اشغال می‌کنند و صندلی را مبل راحتی تصور می‌کنند.
  • خانمها برای گرفتن حقوقشان در تاکسی هم بايد تلاش کنند.
  • بسياری از خانمها کيف يا ساکشان را به عنوان مسافر در نظر می‌گيرن اما کرايه‌ش را پهلودستيشان بايد بپردازد.
  • شيشه‌های عقب ماشين هميشه خراب است(البته به گفته راننده‌ها)

نتايج بررسی نااميد کننده‌است نه؟   نقل ازکاکتوس.



+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

معمای تلخ گاسپار هاوزر


یکروز اواخر سده نوزدهم در وسط میدان مرکزی شهر نورنبرگ فردی که ظاهری عقب مانده دارد
در حالی توسط اهالی یافته می شود که نه خود ونه هیچکس دیگری از پیشینه او اطلاعی ندارد.
درنامه ای که در دست او نهاده شده نوشته اند که نام او "‌گاسپار هاوزر " است . از آسمانها آمده
و بدانجا بازخواهد گشت .
   در جدلی که میان اهالی شهر بر سر این مسئله که آیا گاسپار
   بطور جد یک عقب مانده ذهنی است یا نه روانشناسی  که
   مدعی عقب مانده بودن اوست معمایی را بدین شرح طرح مینماید
   تا میزان هوش او را بیازماید :

   فرض میکنیم که ما بر سر یک دوراهی ایستاده ایم که یک راهش
   به دهکده دروغگویان و راه دیگرش به دهکده راستگویان ختم میشود. 
   فردی را بر سر این دو راهی میبینیم و نمیدانیم او اهل کدام دهکده
   است .
   چگونه با یک سوال میتوان فهمید که او اهل کدام دهکده است ؟ !

  گاسپار پاسخ می دهد :

  بسیار ساده است . از او می پرسیم آیا شما یک غورباقه سبز
  هستید یا خیر ؟! 

فیلم ـ معمای گاسپار هاوزر ـ به کارگردانی فیلمساز شهیر آلمانی " ورنر هرتسوگ "
بر اساس این ماجرای بسیار عجیب ، غیر قابل توضیح و غم انگیز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

رنگ و تاثیر آن در رفتار های اجتماعی

 

رنگ ها می توانند بیانگر حالت ها و احساس های متفاوت انسانی باشند.

انسان قرن حاضر بیش از هر زمان دیگری ملتهب و آشوب زده و عصیان گر است.بنا براین برای باز گرداندن آرامش ونشاط باید به وسایل و راه های موثر دست یافت. یکی ازساده ترین راه ها استفاده از رنگ است.

تداعی های رنگ:

قرمز: گرما ، خشم، نا پختگی ، هیجان ، قدرت ، استحکام.

سبز: بهار ، حزن ، طراوت، رمز ، حسد.

زرد: آفتاب ، مشرق زمین ، خیانت ، تلالوء لذت.

آبی: برودت ، لطافت ، بیکرانگی ، اهمیت.

سیاه: مرگ ، ملال ، سوگواری ، حرکت نهایی.

سفید: برف ، ظرافت ، خلوص ، سرما، آرامش ، پاکی ، زیبایی ، شکنندگی ، ماتم.

سیاهی که با سفید تخفیف یافته است پیچیدگی ، نیرو و تازگی می بخشد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

نگاه...

دورانی که یک ترکیب خوب عکس رابسازد گذشته است.این متعلق به دورانی است که یک نگاه عکس رامی سازد...نگاهhttp://foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=44706
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

زبان عکس.

حرف عکس حتمانباید جهانی باشد.زندگی تکه ای ازجهان است زیبایی عکاسی دران است که بادنیا روبرومی شویم.

انسان زیرکانه باچشم تربیت شده یک هزارم ثانیه رامی بیندوتمام می کند اگرلحظه ای راازدست دادید دیگر تکرار نمی شود حتی چیزهای ثابت هم تکرار نمی شوند ودائمادرحال تغییرهستند.

پس انسان زمان حال باشید.زیراازگذشته واینده عکس نمی گیرند ولی درنقاشی فرددرگوشه ی اتاق هرچه به خواهد می کشد می تواند پاک کندودوباره بکشد... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

تکیه معاون الملک کرمانشاه
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

تکیه معاون الملک کرمانشاه.

  کاشیهای تکیه معاون الملک کرمانشاه. تکیه معاون الملک کرمانشاه خصوصا به مدد کاشیهای زیبایش مظهری از پیوند زیبای معماری و کاشی کاری است. بنای تکیه را بسیاری از صاحبنظران کم نظیر و در مواردی بی نظیر دانسته اند. ویژگیهای آن چون غنای تصویری در کاشی کاری، تنوع در رنگهای به کار رفته، تنوع در نوع ساخت کاشی ها به صورت برجسته ، نیمه برجسته و تخت و همچنین گوناگونی در ابعاد کاشی ها، مجموعه بنا را به یکی از بهترین آثار باقیمانده از دوره قاجاریه مبدل ساخته است. گروهی نیز بر این باورند که ارزش معنوی تکیه معاون الملک به واسطه کاشی ها و نقش و نگاره های به کار رفته در آن می باشد. در حالیکه نمی توان معماری زیبا و قابل تحسین آن را نادیده گرفت. این بنا قطعه های گمشده هویت ایرانی را در غالب تصاویر و نگاره هایی به هم گره می زند و به نسلهای حال و آینده می شناساند. بیشترین حجم تصاویر و نگاره های این بنا را واقعه عاشورا و حوادث مرتبط با آن و روایت های مذهبی و داستانهای حماسی و ملی ایرانی تشکیل شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

به گفته ارنود نیومن دروبین اینه ای است که حافظه دارد ولی شعور ندارد...انسان ازدو دریچه می بیند وبه همین جهت برجستگی هاوفرورفتگی ها راتشخیص می دهد.حال انکه دوربین ازیک دریچه می بیند.این نکته علت فقدان عمق رادربسیاری از عکسها توجیه می کند.زیرا عکاس باچشم خود موضوع را سه بعدی می بیند وفراموش می کند که دوربین موضوع رااز یک دریچه (بایک چشم)ودرنتیجه فاقد عمق می بیند.درصورتی که عمق به کمک نمادها نشان داده نشود عکس مسطح بنظر خواهد رسید...
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

ادم وقتی جوان است همه چیزرا(فلو) می بیند.به همین دلیل کنجکاو است بداند درپس این تصاویر مبهم وگنگ چه رازی نهفته است پس به عشق یافتن ان راز تلاش می کندوهمه امیدش دست یابی به شفافیت نهفته در پس ان تصاویر است واین یعنی حس زندگی اما وقتی وارد میان سالی شدوگام درسراریزی عمر نهاد همه چیز( فوکوس) می شود...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

کسی می گفت کاش زندگی هم مثل سینما بود.وقتی که صحنه ی یک مرگ ساخته می شود پس ازپایان کار. مرده ها بر می خیزند لباسشان راتمیز می کنندوباخنده ورضایت می روند چای می نوشند. مرگ واقعی هم کاش این طور بود.زندگی اما.مثل سینما نیست...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  | 

همه چیزراهمگان دانندوهمگان هنوز ازمادر نزاده اند...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط غلامحسین محبی  |